لحظه ساز عاشقی

يكي بود يكي نبود،اوني كه بود تو بودي و اوني كه نبود من بودم!

 

يكي داشت و يكي نداشت،اوني كه داشت تو بودي اوني كه تورو نداشت من بودم!

 

يكي خواست و يكي نخواست،اوني كه خواست توبودي اوني كه بي توبودن رو نخواست من بودم!

 

يكي آورد ويكي نياورد،اوني كه اورد تو بودي اوني كه جزتو به هيچكس ايمان نياورد من بودم!

 

يكي بردو يكي نبرد،اوني كه برد تو بودي اوني كه دل به تو باخت من بودم!

 

يكي گفت و يكي نگفت،اوني كه گفت توبودي اوني كه دوستت دارم رو به هيچ كس جزتو نگفت من بودم!

 

يكي ماند ويكي نماند،اوني كه ماند توبودي اوني كه بدون تونمي تونست بمونه من بودم!

 

يكي رفت و يك نرفت،اوني كه رفت توبودي اوني كه بخاطرتو،توقلب هيچكس نرفت من بودم!

 

يكي رسيد و يكي نرسيد،ااوني كه رسيدتوبودي واوني كه مثل كلاغ ها هنوز به مقصدنرسيد منم.....!!!!


برچسب‌ها: ZZZZZ

+نوشته شده در یکشنبه 1392/08/26ساعت12:14 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

بعضی وقتهاگفتنی هاروبایدمکتوب گفت:چون تجربه کرده ام که نامه هم عکس یادگاریست

که هربارخطوط ان را ازنظرمیگذرانی هزارهزار خاطره مرورمیشود

ازطرفی روزگاری است که مردم احساساتشان را رنگ میزنند ودر ویترین تکلمشان میگذارند

وافسوس که هرلحظه این ویترین رنگ جدیدی میطلبد و اما. . .؟

خیلی وقته که باخودم میگویم من دیگرمجنون این وادی ها نیستم

((اصلابوسیدم گذاشتم طاقچه))به همه چیز مثل خلاصه ی خبرها نگاه میکنم

میلم به قضاوقدر نمیره دلم برای دلم میسوزدچون درروزگاری به دنیاامده ام که هرکس ته استکانی معرفت دارد عرق فروشی عرفان راه می اندازد

((اره۰۰۰هرکس بازمزمه ی عشق دوسه روزی عاشقم شد    عشق اون باعث زجرهمه دقائقم شد))

روزگاری که همه دران ظاهرند زیبایی صورت مارابی سیرت کرده

بعضی ها مثل گاو  می رانند وبعضی ها مثل خراظهارنظرمیکنند

بعضی ها مثل الاغ با یونجه زاری های بهشت روبرومیشود

بعضی ها سیستم لبخندشان را کامپیوتری کردند

انگارفراموششان شده انسان یک قطعه خداست درزمین

گاهی وقتاانقدرخسته میشوم که دلم میخواهدسربگذارم به خیابان خودم

به خلوتخانه ی پرت وجدانم به کوچه پس کوچه های  گمشده ی عاطفه ام

به سراغ ان اپاراتی ایی که ملکوت ادم را بالانس میکند

اماوقتی برگشتم زندگی همان ادامس تلخی بود که محکوم به جویدنش بودم

دست میزنم به اندازه های بغض خود دست میکشم به کاشی های ترک خورده ی پیشانیم روی همه دردهای ارامم

هی۰۰۰نمیدانم کیفرکدام ترک اول است که فطرس دلم رااینطور بال وپرمیسوزاند

بگذریم یه درددل کوچک بودو

چه خوبه بفهمی که چی میخواستم بگم۰۰۰۰

+نوشته شده در یکشنبه 1392/08/12ساعت12:37 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

سلام

خوبین؟؟؟؟

خوشین؟؟؟

حتما خوشین که یادی از من و وبلاگم نکردین.....منظورم به کسای که ادعای دوستی ورفاقت میکنن...بعضی به خودتون نگیرین

من اومدم

ولی با کلی تفاوت!!!!!

منظورم وبلاگ نیستم!!!!

خودمو میگم......منه زهرا عوض شدم

تو این ۱سالی که نبودم توزندگیم خیلی اتفاقات افتاده که.....بماند

ولی هرچی بود ۱سال به سنم اضافه شد

اخرین مطلبی ک تو وبم بود تبریک تولدم توسط فرزانه بود...ممنون از توفرزانه جان

ولی الان....اومدم

حالا اومدم

شاید هم امدنم دلتنگیه شماها بوده خیلی ها بودین ولی نمیخوام اسم ببرم

حالا که اومدم

دلم میخواد شما هم باشین

مثل سابق....هستین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه هستین یاعلی......

 

 

 

 

دلم خوش بود که یارم وفا بود کمی از زندگیش ازان مابود ولی افسوس که فکر ماغلط بود که زنگ تفریحش
احساس مابود







کاش میتوانستم خاموش شوم.. فنا شوم.. محو شوم.. من از این روزگار خسته شده ام.. از این لحظه هایی که

حال مرا نمی فهمند و کند میگذرند بیزارم.. من از تمام شاید ها و باید های اجباری روزگار متنفرم..!







هرکس به سهمش از دنیا چیزی بر میدارد! من یکی از دنیا… دست بر داشته ام…!








رفیق؟ این روزها…
من خدای سکوت شده ام..
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی
نشود…!








دست هایم…
این روزها بوی حافظ میدهند…! تافال که میزنم.. کنعانم… بدجور یوسفش را میخواهد!!!









مجسمه ای ساخته از من..
مجسمه ای با چشمان باز، خیره به دور دست….! شاید غرب..! شاید شرق..!
مبهوت یک شکست… مغلوب یک اتفاق… مصلوب یک عشق… میبینی رفیق؟؟!! هه… خرده هایم را دارد باد به
همراه خود میبرد.. بیااید و شاهکارش را ببینید.. مجسمه ای ساخته است به نام "من"…!









خدایا مانده ام..
نمیدانم
از دست داده ام
یا از دست رفته ام
که روزگارم چنین
است..








سلام روزگار…
چه میکنی با نامردی مردمان؟… من هم.. اگر بگذارند.. دارم خرده های دلم را چسب
میزنم… راستی! این دل.. دل میشود؟..









این روزها من روزه ی سکوت گرفته ام… آرام گرفته ام تا آرامش آنانی را که زیر پا له ام کردند خط خطی نشود…!






خـــــــــــــــدا

دلگیر نشو از من;ولى به خودت قسم

ته نامردیه







نمیدونم بهونه ی اولین اشکت چیه…
اما اگه واسه آخریش بهونه نداشتى منو دعاکن










من از شماگفتن تو بدم می آید
عزیزم مرا سرد خطاب نکن
این پاییزومیخواهم تا افتادن آخرین برگ با تو
دیوانگی هاکنم


 


برچسب‌ها: zzzzz

+نوشته شده در دوشنبه 1392/08/06ساعت11:15 AMتوسط لحظه سازعاشقی | |

سلام

سلام به تک تک شمادوستان که میومدین نظرمیدادین ودعوتم میکردین

سلام به تک تک اونایی که اصلا تواین مدتی که من نبودم بهم سرنمیزدن

یه مدت نبودم حالا بماند برای چی....

ولی دلیل اصلیش امتحاناتی بودکه داشتم وقتی هم تعطیل شدم به مسافرت رفتم بدهم کلاسای تست

ولی درکل ازتک تک اونایی که میمودن به وبلاگم ومیدیدن اپ نکردم معذرت خواهی میکنم ازاین به بعدسعی میکنم  بیشتربیام نت

ولی باااین حال دوستون دارم

 

می نویسم براي عشق...

 

می نویسم براي اینکه بدانیم عشق بالاترین و زیباترین احساسی است که خداوند به انسان داده

است.

 

می نویسم براي اینکه بدانیم عشق چه رنگی است ، چه رنگ و بویی دارد ، کی می آید ، تا

آمدنش را حس کنیم و بتوانیم در قلبمان آمدنش را جشن بگیریم که عشق در قلبم متولد شد.

 

می نویسم براي اینکه احساس پاك عشق را با هوس هاي شیطانی اشتباه نگیریم.

 

می نویسم براي اینکه بدانیم عشق گناه نیست و هیچ عاشقی گناهکار نیست.

 

می نویسم براي اینکه بدانیم عشق تنها یک احساس نیست ، عشق به انسان به من و تو امید می

دهد

  امید آن احساسی که بدون آن هیچ انسانی نمی تواند زنده باشد.

عشق انسان را امیدوار می کند، امید به زندگی ، امید به آینده و امید به عشقش

 

می نویسم براي عشق تا بدانیم عشق فراموش نشده است ، تا به یاد آوریم در چه سرزمینی

زندگی می کنیم که مهد عشق و محبت بوده است.

 

می نویسم تا به یاد آوریم که چه زیبایی هایی در عشق و عاشق شدن است.

 

می نویسم تا به یاد آوریم که چه عشق هاي زیبا و شیرینی در این سرزمین بوده است

 

می نویسم تا بدانیم که هنوز آن عشق هاي زیبا در این سرزمین از بین نرفته و هنوز انسان هاي

عاشق در این سرزمین زندگی می کنند. عشق هایی که به پاکی اش می توان قسم خورد.

 

می نویسم تا معناي اصلی عشق را بدانی و عاشق شوي و عاشق بمانی ، هر زمان که واقعا تولدش

را در قلبت حس کردي.

 

چه زیباست که عاشق شوي ولی این عاشق ماندن مهم است.

 

پس می نویسم تا تو عاشق شوي و عاشق بمانی و به عشقت امیدوار باشی ، تا زندگی به تو لبخند

بزند و طعم شیرین خوشبختی را حس کنی.

 

+نوشته شده در یکشنبه 1391/04/25ساعت8:23 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

رفتی از چشمم و دل محو تماشاست هنوز
عکس روی تو در این آینه پیداست هنوز

هرکه در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز

در دلم عشق تو چون شمع به خلوتگه راز
در سرم شور تو چون باده به میناست هنوز

گر چه امروز من آئینه فردای منست
دل دیوانه در اندیشه فرداست هنوز

عشق آمد به دل و شور قیامت بر خواست
زندگی طی شد و این معرکه بر پاست هنوز

+نوشته شده در شنبه 1391/04/17ساعت10:11 PMتوسط لحظه سازعاشقی |

آری،تنهایی غم انگیزترین واژه ایست که لحظه به لحظه ی عمرم رابااوسپری کرده ام

درتمام شب،چراغی نیست وماه دروسعت بی انتهای اسمان خویش تنهاست وقلب من نیزچون شبهای بی ستاره تنهاترین تنهاست.

دراین شبهای غم انگیز تنهایی وبی قراری که من باماه این مونس وناظرشب زنده داریهای خویش،نجواهادارم،کجاست ان اهل دلی که شبی رابادل سوخته مابه صبح رساندوبزم شادی رایکباره باتمام حلاوت وشیرینی به وجودم سرازیرکند،تااسمان خزان زده نفسهایم رهبه دشتی ازشقایقهای همیشه بهارگره بزند.

ومن همچنان درانتظارملکه ی سرزمین دل،تامراهمره خودبه فراسوی ماه به بزم ستارگان ببردتاکویردلم رانویدطراوت وسرسبزی دهد.

امابازدلم تنهاست ودوست دارم برایش بنویسم،چون پراز دردم،پرازرنج ونامردیهای زمانه،پرازدغدغه های روزگار.

مینویسم که چگونه درتنهایی هایم به اشکهای همیشه همراهم به این لشکرزلال وزیباکه ازضمیری پاک متولدمیشوندتایاوران لحظات رنج وتنهایی من باشند،پناه میبرم.

امابازبااین  همه تنهایی امیدوارانه به دیدارتوخرسندم.

ای عشق،ای منجی جاودانه،ای همیشه ماندگار،بامن بمان برای همیشه چراکه بااین همه تنهایی،به امیدوصالت تااخرین روزحیات جاودانهخواهم زیست.

آری،انگاه که آدمی رااندیشه ای جزمرگ نیست،عشق تنهابهانه ایست برای دوباره زیستن.

+نوشته شده در شنبه 1390/09/26ساعت5:53 AMتوسط لحظه سازعاشقی | |

این آخرین نامه است که از خون دلم سرچشمه گرفته و آرزوهایم را در خود منعکس نموده است
این نامه را مینویسم شاید که دل همچون سنگ خارای تو ذره ای به رحم آید و شاید با خواندن
این نامه ذره ای از عهد و وفای دیرینه ات در وجود تو جا بگیرد. شاید بیاد آوری آن جملات فریبنده
را که خیال میکردم از قلب و جانت سرچشه گرفته است. آیا آن وعده های دیرینه ات را به یاد
می آوری؟
آیا به یاد می آوری که روز را بی نام تو به شب نمیرساندم. عاشق فریب تو را خوردم. این من بودم که فریب آن وعده های
این من بودم که چون عروسکی در دست تو بودم و تو مرا نوازش
میکردی آیا به یاد میاوری که:
اول آن کس که خریدارت بود من بودم
باعث گرمی بازارت من بودم
افسوس که تو لایق این احساس نبودی حیف از کلمه معشوق که هیچ به تو زیبنده نیست تو
معشوق بی وفا هستی،بی وفا تر از روشنایی روز،اکنون من بر گور آرزوهایم شبها را صبح می آورم
و به یاد آنروزها چند قطره اشک فرو میریزم شاید که از این سوزش دل،شمع وجودت نیز بگرید و از
این احساس به شور آید و به خود بگویی که من چه کرده ام.
آیا بهتر نبود عهد نابستن از آن که ببندی و نپائی.
دلدار جفاکار،این تویی،این بدن زمردین توست که اکنون در میان بازوان دیگری جای گرفته است.
آیا این لبان بی احساس توست که لبان دیگری آنها را نوازش میدهد.
افسوس که چقدر بی وفا بودی...

+نوشته شده در شنبه 1390/08/21ساعت7:41 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم
فهمیدم که بیمارم ...


خدا فشار خونم را گرفت
معلوم شد که لطافتم پایین آمده!

زمانی که دمای بدنم را سنجید
دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد!


آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم
تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند!

به بخش ارتوپدی رفتم
چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم...
بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم !

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم
چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم!

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم
معلوم شد که مدتی است صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن میگوید نمی شنوم...!

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد
و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم
قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم
هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند :
رنگین کمانی به ازای هر طوفان
لبخندی به ازای هر اشک
دوستی فداکار به ازای هر مشکل
نغمه ای شیرین به ازای هر آه
و اجابتی نزدیک برای هر دعا

جمله نهایی :
عیب کار اینجاست که من "آنچه هستم" را با " آنچه باید باشم " اشتباه می کنم
خیال میکنم آنچه باید باشم، هستم ...
در حالیکه آنچه هستم، نباید باشم !

 

زنده یاد استاد احمد شاملو

+نوشته شده در دوشنبه 1390/07/18ساعت5:0 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند

یادمان باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند، یادمان باشد که که دلی نو بخریم.

یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند

یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.

یادمان باشد که : در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادمان باشد که : لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم.

یادمان باشد که : نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم.

یادمان باشد که : هرگر به تمامی ناامید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی

یادمان باشد که : گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.

یادمان باشد که : با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک

یادمان باشد که : وظیفه ی من اینست: حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.

یادمان باشد که : همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است.

يادمان باشد كه خــدا تا اخره جاده هست ...

+نوشته شده در یکشنبه 1390/07/03ساعت7:35 PMتوسط لحظه سازعاشقی |

 

سلام به تک تک شمادوستان

بلاخره بعدچندروزخوش گذرونی ازمسافرت امدم

وامروزهم که روز۳مهربودبه مدرسه رفتم وای ی ی ی چقدردلم برای دوستام تنگ شده بودهرچندامسال بایه ناظم بداخلاق روبه روهستیم ولی درکل ازاینکه مدرسه هابازشده خوشحالم

ازتکتک اونایی که تواین مدت امدن واظهاردلتنگی میکردن سپاسگذارم

الهی که من قریون اون دلهای کوچیکتون بشم که اینقدرزوددلشون برای من تنگ شده

+نوشته شده در یکشنبه 1390/07/03ساعت7:33 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

سلام

حالتون که انشاا...خوبه.قرارازاخرین فرصت های تابستان 90بهترین استفاده روبکنیم

قرارباخانواده به مسافرت بریم تا2مهرچه خوشی بگذره!!!!!!!!

ولی درکل دلم میخوادتوی مدتی که نیستم دوستاموبسنجم ببین کیامیان کیانظرمیدن

ولی درکل عاشق تک تک شماهستم.مراقب خودتون باشین

یاعلی مدد.خدانگهدار

+نوشته شده در دوشنبه 1390/06/21ساعت7:17 PMتوسط لحظه سازعاشقی |

وقتی دلتنگ شدی به یادبیارکسی روکه خیلی دوست داره

وقتی ناامیدشدی به یادبیارکسی روکه تنهاامیدش تویی

وقتی پرازسکوت شدی به یادبیارکسی روکه به صدات محتاجه

وقتی دلت خواست ازغصه بشکنه به یادبیارکسی روکه تودلت یه کلبه ساخته

وقتی چشمات تهی ازتصویرشدبه یادبیارکسی روکه حتی توعکسش هم بهن لبخن میزنه

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یادبیارکسی روکه دستای ظریفش لای انگشتات گم شده

وقتی شونه هات خسته شدبه یادبیارکسی روکه هق هق گریه اش شونه هات رومی لرزونه

+نوشته شده در دوشنبه 1390/06/21ساعت7:14 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

سلام این شعرروواسه کسی گفتم که مثل یک داداش دوسش دارم وبه خاطراینکه ثابت کنم بهش  که خیلی دوسش دارم میخوام این  شعرروبراش تووبلاگم بذارم بخونی هاباشه

مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا

تومهی مثل حقیقت،مهربونی مثل دریا

تومث  اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر

مث اون حرفی که ناگفته می مونه دم اخر

تومث بارون عشقی روی تنهایی شاعر

توهمون ابی که رسمه بریزن پشت مسافر

مث برق دوتاچشمی توی یک قاب شکسته

مث پروازواسه قلبی که یکی بالاشوبسته

مث اون مهمون خوبی که میاداخرهفته

مث اون حرفی که که ازیاددل وپنجره رفته

تومث چشمه ابی واسه تشنه توبیابان

مث یه اشنای توغربت واسه یه عاشق

تومث بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا

بی خبررفتی وخواستی بمونم تنهای تنها

تومث دفترمشقم پرخطای عجیبی

مث شاگردای اول کمی مغرورونجیبی

مث یه تولدی تومث یه تقدیرمث قسمت

مث الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت

تقدیم به داداش مصطفی

+نوشته شده در جمعه 1390/06/11ساعت2:11 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

امروزروزعیرفطراست عیدی که زمین وزمان راغرق شادی وسرورکرده.ساکنان زمین به شکرانه یک ماه عبادت ونیایش عیدگرفته اندوساکنان اسمان نیزمامورشده اندکه پاداش های ازسوی عرش الهی برای ساکنان این کره خاکی بیاورندوبه راستی که دراین روزبزرگ,زمین وزمان واسمان درجوش وخروشند.عیدفطرروزی است که فطرت ادمی به واسطه سی روز اخلاص,شکوفاشده است وبه معطرکردن فضای زندگی انسان میپردازد.به راستی که فطرت چه عطردل انگیزوروح افزایی داردوزندگی درپرتوفطرت چه زیباست

عیدفطرعیدزیبایی های معنوی است.عیدفطرعیدبشارت وعیدسعادت است.این عیدبزرگ روبه شمادوستان عزیزتبریک میگوییم

+نوشته شده در چهارشنبه 1390/06/09ساعت10:29 AMتوسط لحظه سازعاشقی | |

 

سلام به همه دوستای گلم امیدوارم حالتون خوب باشه

امروزتولدمه نمیدونم خوشحال باشم یاناراحت دوسه روزپیش یکی از دوستانم فوت کردند

همیشه ازمرگ میترسیدم ولی امروز که تولدمه بزرگترین ارزوم شده مرگ

نمیخوام شمادوستان فکرکنید چقدرادم بی اراده ی ولیاقت این زندگی روندارم ولی اینوبایدهمه ای مابدونیم مرگ حقه ولی هرچه زودتربهترقبلاازمرگ به خاطرتنهایش میترسیدم ولی حالااگربمیرم تنهانیستم چون دوستم هست

نمیخوام روزتولدبحث درموردمرگ باشه ولی نمیدونم چی شدکه حرفش شد

این متن رویه روزی دوستم برای روزتولدم بهم گفت ومن هم اون روحالاتووبلاگم میذارم

 قشنگترين روز زندگي من  روز شكوفا شدن گل وجودت است و حضورت معناي زندگيم شده لحظه ها را به شوق ديدن نگاهت سپري ميكنم به يمن آمدنت با آسماني ترين احساس تولد زيبايت را تبريك ميگويم

امروزکه روزتولدمه میخوام کمی درمورد شخصیتم بدونین

اسم زهراست متولد26/5/74هستم خیلی تنهام وتنهایی دوستم دارم عاشق یه نفرهستم که نمیدونم دوستم داره یانه ولی درکل درانتظارش میشینم عاشقه دوستامم دوستای که توغم وشادی بامن بودنو تنهام نذاشتم مغرورنیستم ولی بعضی موقع هادرمقابل پسراهامغرورمیشم.دخترخیلی شری هستم که وقتی تابستون میشه مامانم میگه کی میشه این مدرسه هابازبشن تا6ساعت هم که شدازدست توراحت باشم.فکرنکنیدیه بارکه ادم بدی باشم فقط خیلی شیطونم خوب این اخلاقموازبابام به ارث بردم توزندگیم سه تاچیزرودوست دارم:عشق,صداقت ودریاوازسه تاچیزبدم میاد:دروغ,خیانت وگربه

وتوزندگیم سه نفروخیلی دوسشون دارم چون بهشون مدیونم:مامان,باباوداداش گلم.وبه خاطراخلاقی که دارم ازهیچکس کینه ای به دل نمیگرم وباهمه خوبم وهمه رودوست دارم حتی اگرکسی روزی بهم خیانت بکنن بازم ازش کینه به دل نمیگرم ودوسش خواهم داشتحالا بعضی افرادازاین اخلاقم سواستفاده میکنن

عاشق گل رز قرمزهستم ودوست دارم این گل روبه کسی که خیلی دوسش دارم هدیه بدم حتی اگراون این گل رودوست نداشته باشه

گیتاروخیلی دوست دارم خیلی دلم میخوادتووسط جنگل یه کلبه ی کوچکی داسته باشم که البته این کلبه چوبی باشه وگیتاربزنم

کلااهنگ های محسن چاووشی وامین حبیبی(همایون)روگوش میدم ودرکل عاشق صدای زخمیه محسن چاووشی هستم نمیدونم ولی یه غمی توصداش هست

رمان خیلی میخونم وعاشق رمان دالان بهشت هستم.هرکسی این رومان رونخونده پیشنهادمیکنم که حتمابخونه

ازرشته های ورزشی عاشق والیبال,فوتبال واسکیت هستم وازتیم های ایرانی پرسپولیس روخیلی دوست دارم وتیم هایی اروپایی طرفداربارسلوناومنچستریونایتدهستم وازبازی علی کریمی وعلیرضاحقیقی خوشم میادوازبازیکنان اروپایی مسی وکاکاروخیلی دوست دارم.

خوب این هم ازشخصیته من

+نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/26ساعت5:32 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

جملاتی از بزرگان جهان همچون:

برنارد شاو - تولوستوی - انیشتین - گوته - دوما و...

مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچارخواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید (جرج برنارد شاو)

فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.(تولستوی )

اگر می‌خواهید در زندگی دوستان وفادار و یاران غمخوار داشته‌باشید، کم و خیلی دیر با مردم دوست شوید .(هرشل )

هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد . (گوته )

انسان ها شکست نمیخورند بلکه تنها تلاش کردن شان را متوقف می سازند(ارنست همینگوی )

کسی که تا به حال عمل اشتباهی انجام نداده ، هیچ کار تازه ای انجام نداده است . (آلبرت انیشتن )

در کنجکاوی همانقدر لذت نهفته است که در تمام خواستن های شدید
لذت دانستن و کنجکاوی انقدر است که زندگی خیلی از کنجکاوان را به باد داده است.(الکساندر دوما )

در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد. (آلبرت انیشتین )

 

در زندگی انسان چیزی به زیبایی دوست داشتن نمی رسد
. (ژرژساند)

دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم ...(حضرت عیسی مسیح )

هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم, مثل این بوده است که دست خداوند اعلام را بر شانه خویش احساس کرده ام...(چارلز مورگان )

از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند (آنتوان چیکف )

هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب ده(گوته).  

+نوشته شده در سه شنبه 1390/05/18ساعت1:6 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

دربرابریاربایدخاکی شوی,به خاک بیفتی وعشقت راباتمام وجودنثارش کنی بایدزبان

 بازکنی,بایدقفل دل رابشکنی وهرچه هست رابیرون بریزی وعشق معشوق رادران قراردهی

 وقفل کنی تامبدا دستی ازدورعشقت راازتوبدوزد.درراه عشق بایدپیاده روی,ارام بروی وگاهی

 هم زخمی شوی,ولی خسته نشوی.درراه عشق بایدشکست ان غروربلورین راکه انسان راوسوسه

میکند,زیراغروران دستی است که قفل دلت رابازمیکندومعشوقت رامی ربایدپس بشکن ان

غرورشیشه ای راتادرراه عشق بتوانی خاکی شوی وجانت رافدای معشوق گردانی

 

+نوشته شده در شنبه 1390/05/15ساعت11:43 AMتوسط لحظه سازعاشقی | |

بوی رمضان می اید,بوی خوب میهمانی وتومیهمان عرش الهی می شوی وچه میهمانی باعظمت ترازاین؟

سی روز میهمان خدایی میشوی که توراازوجودخودافرید(...ونفخت وفیه من روحی...)وخود,توراپرورش دادکه اورب العالمین است.سی روز میهمان نورورحمت ومغفرت می شوی.

سی روز میهمان خلوتکده های ابی شب می شوی تادریاترین غزل هارابسرایی درزلال تریت روزهای زندگی.

رمضان می اید,ماه خدا,ماهی که خدادرهای مهربانی اش رابیش ازهمه به رویت میگشایدتارستگاری دراستانه خانه ات,تورابه معراج بخواند.

رمضان دستاورد نقره ی روح انسان است تادرپرتوتلاش ومجاهدت های نفس,سپیده باران شوی ازسحرهای ابوحمزه وشب های افتتاح.

الهی!ذرات وجودم راازمیان جاده های سردویخ زده زندگی به سوی تواورده ام تادرقافله قرب توجام عشق بنوشد.

الهی!دیرزمانی است که دردل مردگی خویش غوطه می خورم ومرداب واردرخیش فرومی روم.

الهی!رشته ای نورمی خواهم که به روشنایی اش چشم هایم گشوده شود.

الهی!تورامی خوانم که هیچ رازی دراسمان وزمین ازتوپوشیده نمی ماند,تورامی خوانم اگرعذرم رانپذیری ومرادراغوش لطقت جای ندهی,این محروم دورافتاده به کدامین استان رجوع کندتابارحمت خویش پذیرایش باشی؟!

خدایا!طاقت عدل وتاب عذاب وقهرت راندارم برمن رحم کن که تودریای رحمتی.

اینک منم, بنده سرایاتقصیر,باکوله باری ازندامت وگناه که به امیدبخشش توبه درگاهت پناه اورده امتاتوروحم رابالذت توبه ارام بخشی ودستم رابگیری ویاریم کنی تاازتعلقات دنیوی اسوده شوم.

پیشاپیش حلول ماه رمضان که تجلی گاه شگفتن غنچه های قران درباغ دلهاست,برمومنان خداجووخداجویان مومن مبارک باد.حلول ماه رمضان,شیرینی سحرهای مناجات رنگ میگیردومحبت وقرب دردل های خشکیده بشرجوانه میزند.

+نوشته شده در یکشنبه 1390/05/09ساعت7:56 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

منوازاین عذاب رهانمیکنی

کنارمی به من نگاه نمی کنی

تموم قلب توبه من نمی رسه

همین که به فکرمی برای من بسه

سلام اره درست حدس زدین این اهنگه سریال نابرده رنج,سریالی که نشون دادکه ما ایرانی هاچه اسدها,چه جابرها,چه احمدها,چه علی ها,وچه....اینومیخوام به همه بچه زرنگ های تهرون,ابادان ,خرمشهر,اصفهان,شیراز,کاشان و.....بگه که پنبه ای بودن توخون من وتوجوون حالاست نه جوون سی سال پیش, که تنها فکرمون به حالت موهامون,دوست دخترجدیدمون که ایاخونشون توبالاشهرکه برات تا میتونه خرج کنه یااینکه مثل مادرتون چه جوری ابروهاتونوبرداری, گذشت زمانی که پسربازغال سیبیل براخودشون میذاشتن تاشبیه پدراشون بشن گذشت یا.....نمی خوام توهینی خدای نکرده به پسرا بشه نه مادخترهام باشما پسرافرقی نداریم گذشت زمانی که دختراروماه وافتاب نمیدیدنش حالا تاساعت دوازده شب بیرون کناردوست پسرش داره حالشو میکنه.دیشب بابام یه حرفی زد که ازخجالتی مردم میگفت:خدا ماایرانی هاروخیلی دوست داشته چون جنگ روتودهه ای شصت اتفاق افتاده وگرنه اگرحالاجنگ اتفاق میافتادهیچ جوونی حاضرنمیشدبره برای این خاک وناموس خودش بجنگه.دیدم درست میگه بابام کدوم ازما حاضریم مثل اسدوعمادقیدگنجمون بزنیم یامثل جابرقیدمعشوقمون هرچندکه حالاعشقی وجونداره یاکدوم ازما مثل کژال حاضریم جون مون به خطربندازیم.همه ی مادخترافقط به فکربهترین بدلیجات یابهترین سرویس نقره یابهترین لباس که مال چه کشوری چه مارکی داره یابه فکربهترین اندام واسه خودمون هستیم وهمش دنبال کلاس های اییروبیک ونمیدونم کلاس های ژیمناستیک هستیم.حاضرنیستیم حتی تومناطق جنگی کشورمون دیدن کنیم چه بگذربه این که بخواهیم به خاطربرفراشته شدن پرچم کشورمون بجنگیم.شایددیشب خیلی ازماایرانی هابااتمام این فیلم گفتیم عجب فیلمی بودخیلی مسخره تموم شدنه جابربه مرضیه رسید نه اسدبه کژال ولی اینوبایدبهت بگم که جوون ایرانی زمان جنگ وقتی کسی بااراده خودش میرفت جنگ دیگه امدنش باخدابوداین فیلم روبرای من وتوگذاشتن که حتی حاضرنیستیم به خاطرکشورمون وبه خاطرناموس مون جون خودمون ازدست بدیم.پس بیاجوون ایرونی غیرت تونشون بده وبذارخیلی ها مثل رهبرمون,ریس جمهورمون,پدرومادرهامون بهمون امیدداشته باشن.نه این که هرروزمنتظریه  مدجدیدباشیم.شایدخیلی ازشماهاکه دارین این متن رومیخونین اصلااین فیلم روندیده باشین چون همش بیرون بودین یاپای ماهواره شبکه پی ام سی فامیلی نشستینودارین ماریچی رونگاه میکنین تااخرش باکی ازدواج میکنه  یاشبکه فارس وانرو.ولی میخواستم بگم که الان هیچ احدوناسی به این جوونای حالای این مملکت اعتمادندارن وفقط هم خودمون تقصیرکاریم.بگذریم یه درددل کوچک بودباجوونای این سرزمین.

نظریادتون نره

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1390/05/05ساعت4:2 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

نبودنت بهترين بهانه است براي اشك ريختن....

ولي كاش بودي تااشكهايم ازشوق ديدارت سرازيرميشد...

كاش بودي ودستهاي مهربانت مرهم همه دلتنگيهاونبودنهايت ميشد....

كاش بودي تاسربه روي شانه هاي مهربانت ميگذاشتم...

ودردهايم رابه گوش توميرساندم...بدون توعاشقي برايم عذاب است...

ميدانم كه نميداني بعدازتو ديگرقلبي براي عاشق شدن ندارم

كاش ميدانستي كه چقدردوستت دارم وبيش ازعشق برتوعاشقم

ميداني كه اگرازكنارم بروي لحظه هاي زندگي برايم پرازدردوعذاب ميشود

ميدانم كه نميداني بدون توديگربهانه اي نيست براي ادامه زندگي جزانتظارامدنت

انتظار....

شش حرف وچهارنقطه!كلمه كوتاهيه!امامعنيش روشايد سال ها طول بكشه تابفهمي!

تواين كلمه كوچيك ده هاكلمه وجودداره كه تجربه كردن هركدومش دل شيرميخواد!

تنهايي،چشم به راه بودن،غم،غصه،نااميدي،شكنجه روحي،دلتنگي،صبوري،اشك بيصدا،هق هق شبونه،افسردگي،پشبموني،بي خبري ودلواپسيو...

براي هركدوم ازاين كلمات چندحرفي كه خيلي راحت به زبون ميادوخيلي راحت روي كاغذنوشته ميشه بايد زجروسختي هايي روتحمل كردتامعاني شون روفهميدودرست درك شون كرد!!!

متنفرم ازهرچيزي كه زمان به ياد من مياورد...وقبل از همه اين ها متنفرم از انتظار...ازانتظارمتنفرم.

نظریادتون نره

+نوشته شده در سه شنبه 1390/04/28ساعت3:53 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

عشق باغرورزيباست ولي اگرعشق رابه قيمت فروريختن ديوارغرورگدايي كني...ان وقت است كه ديگرعشق نيست صدقه است

 

+نوشته شده در سه شنبه 1390/04/28ساعت3:52 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

دوست داشتن روبايد ازدختر بچه ها يادگرفت.انهادرمقابل محبتي كه به عروسك خودميكنند ازاوانتظارمحبت متقابلي ندارند.

+نوشته شده در سه شنبه 1390/04/28ساعت3:51 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

 به نام خدايي كه هستي رابامرگ،دوستي رابي رنگ،زندگي رابارنگ،عشق رارنگارنگ،رنگين كمان را هفت رنگ،شاپرك راصدرنگ...ومن رادلتنگ دوستان آفريد.بعدازچندروزمسافرت ودلتنگي هاي من براي شمادوستان دوباره من امدم باچنداپ جديد!!!!راستي سلام  حالتون که انشاا...خوبه

+نوشته شده در سه شنبه 1390/04/28ساعت3:48 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

سلام به همه دوستای خوبم

شرمنده من از امروز به مدت چند روز میرم مسافرت  ودیگه نمی تونم به وبم سربزنم

هر وقت اومدم خبر میدم

منتظر نظرات سبزتون هستم

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

+نوشته شده در دوشنبه 1390/04/13ساعت7:17 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

يه روزي وقتي كه چشماي جستجوگرت

توي اسمون خدالابه لاي ابراپي شعاع نورميگردن

تادلتوگرم وروشن كنه

يهومتوجه ميشي كه نم نم بارون،بركت خدادلتواب پاشي كردن

وهرچي غبارغم بوده شستن وبردن

وتواون وقته كه ميفهمي اسمون خدا،

اگه صافه اگه ابريه،اگه تاريكه واگه روشن فقط وفقط

براي تووبخاطرتوست

+نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/09ساعت10:35 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

 

من دلم مي خواهد خانه اي داشتم باشم پردوست،كنج هرديوارش،دوستانم بنشينندارام گل بگوگل بشنو،هركسي ميخواهدواردخانه پرمهرصفامان گرددشرط وارد گشتن،شستشوي دلهاست شرط ان داشتن يك دل بي رنگ ورياست،بردرش برگ گلي مي كوبموبه يادش با قلم سبزبهار،مي نويسم اي دوست خانه ي دوستي مااينجاست.تاكه سهراب نپرسدديگرخانه ي دوست كجاست.

+نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/09ساعت10:34 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

سلام دوستان چندروزي بودكه حوصله ي نوشتن رونداشتم چون برام يه مشكلي پيش امده بودكه تاحالاتوزندگيم اين مشكلو تجربه نكرده بودم انقدردلم گرفته بودكه ديشب شب عيدمبعث بودبه خداگفتم:خدامن بعدولي توكه خوبي دستموبگير.

توروخداابجي هاوداداشي هابرام دعاكنيد چون واقعانيازمنددعاهاتون هستم.

خيلي دلم گرفته.راستي يادم رفت عيدمبعث مباركتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

+نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/09ساعت10:31 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

زني ازخانه بيرون آمدوسه پيرمردراباچهره ي زيباجلوي درديد

به انهاگفت:«من شمارونميشناسم ولي فكرميكنم گرسنه باشيدبفرماييدداخل تاچيزي براي خوردن به شمابدهم.»

آنهاپرسيدند:«آياشوهرتان خانه است؟»

زن گفت:«نه اوبه دنبل كاري به بيرون ازخانه رفت.»

آنهاگفتند:«پس مانميتوانيم واردشويم منتظرمي مانيم.»

عصروقتي به خانه برگشت زن همه ماجرارابراي اوتعريف كرد.

شوهرش به گفت:«بروبه انهابكوشوهرم برگشته بفرماييدداخل»

زن بيرون رفتوانهارابه خانه دعوت كرد.

انهاگفتند:«ماباهم داخل خانه نمي شويم.»

زن با تعجب پرسيد«چرا؟»

يكي از پيرمردها به ديگري اشاره كردوگفت؟«نام اوموفقيت است.»وبه پيرمردديگري اشاره كردوگفت:«نام اوثروت است.»ونام من عشق است،حالاانتخاب كنيدكدام يك ازماواردخانه شويم؟

زن پيش شوهرش برگشت وماجرارابراي شوهرش تعريف كردشوهرش گفت :«چه خوب،ثروت رادعوت كنيم تاخانه مان پرازثروت شود!»

ولي همسرش مخالفت كردوگفت:«چراموفقيت رادعوت نكنيم؟»

فرزندخانه كه سخنان انهاراميشنيدپيشنهادكرد:«بگذاريدعشق رادعوت كنيم تاخانه پرازعشق ومحبت شود.»

مردوزن هردوموافقت كردندزن بيرون رفت وگفت:«كدام يك ازشماهاعشق است؟اومهمان ماست.»

عشق بلندشدوثروت وموفقيت هم بلندشدندودنبال اوراه افتادند.

زن باتعجب گفت:«شماديگركجامي اييد؟»

پيرمردهاباهم گفتند:«اگه شماموفقيت ياثروت رادعوت ميكرديد،بقيه نمي امدندولي هرجاعشق است ثروت وموفقيت هم است.!!!»

اري باعشق هرانچه ميخواهيدميتوانيدبه دست اوريد

+نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/02ساعت9:41 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

پس ازتو

 پس ازتولبانم رابرلبان ديگرنخواهم گذاشت

تاشيريني آخرين بوسه ات براي يادگاري بماند

پس ازتودستانم رابردستان كس ديگري نخواهم داد

 تاگرمي دستانت راهميشه دردستانم احساس كنم

پس ازتوآغوش ديگري را نخواهم پذيرفت

تاشوري تنت راهميشه برتنم احساس كنم

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1390/04/01ساعت2:9 PMتوسط لحظه سازعاشقی | |

تبرماانسان ها

يه هيزم شكن وقتي خسته ميشه كه تبرش كندبشه نه اين كه هيزم ان زيادبشه،تبرماانسان ها باورمون نه ارزوهامون

 

+نوشته شده در سه شنبه 1390/03/31ساعت0:17 AMتوسط لحظه سازعاشقی | |